مکتوبات

سعی می کنم به کمک نوشتن کمی ساختارمندتر فکر کنم

مکتوبات

سعی می کنم به کمک نوشتن کمی ساختارمندتر فکر کنم

آخرین نظرات

نکاتی راجع به انتخاب رشته

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۱۱ ب.ظ

پیش نوشت 1: هرآنچه در زیر نوشته می شود تجربیات شخصی نگارنده بوده و قابلیت استناد ندارد. نگارنده بیشتر سعی بر آن داشته که سرنخ هایی برای انتخاب رشته بدهد. لذا خواهشمند است هنگام خواندن این نوشته هدف نگارنده را از یاد نبرید.

پیش نوشت 2: قسمتی از مطالبی که بیان خواهم کرد تعلق خاصی به گروه آزمایشی خاصی ندارد؛ با این حال قسمتی نیز بطور خاص برای دانش آموزان ریاضی-فیزیک نوشته شده است.

پیش نوشت 3(نامربوط): این روز ها مد شده هرکسی از دانشگاه می نالد. از اینکه این نظام آموزشی بیمار است. خیلی هایشان هم بی راه نمی گویند اما من هم خیلی از دانشگاه خوشم نمی آید و آنچه قبل از ورود انتظار داشتم از زمین تا آسمان با آنچه هست فاصله دارد اما به شخصه فکر می کنم کمی خوش بین تر از آنها هستم. البته باید منطقی هم باشد تنها دو سال است که به دانشگاه آمده ام!


 

اصل مطلب : بعد از آن که کنکورتون رو دادید و نتایج  توسط سازمان سنجش اعلام شد، احتمالا به مدت چند روز وقت به شما وقت داده می شود که کدهای رشته های مورد نظر خود را در سایت سازمان سنجش وارد نمایید. قابل به ذکر است مدت انتخاب رشته به احتمال خیلی خوبی یک الی دو روز نیز تمدید خواهد شد اما توصیه می کنم این انتخاب را برای دقایق پایانی نگذارید. بدیهی است فرصت دراختیار داده شده بسیار اندک بوده و این فرآیند مستلزم آن است که پیش از آمدن نتایج به انتخاب رشته فکرکرده باشید. هرچند معتقد نیستم که تمام زندگی شما منوط به این تصمیم است اما اهمیت آن را نمی توان کتمان کرد.

برای این منظور، نخست به موضوع ترس از تصمیم گیری می پردازم که به نظرم مهم ترین نقش را در انتخاب هایی که بعد ها آنها را نادرست خواهیم خواند و خود را برای آن شماتت خواهیم کرد، بازی خواهد کرد و درنهایت نیز توصیه هایی خواهیم کرد.

ترس از تصمیم گیری:

به نظرم آنچه بیش از همه من را در انتخاب رشته و موارد مشابه این چنینی آزار داده (و اگر برایش فکری نکنم از این به بعد هم آزار خواهد داد) ترس از تصمیم گیری1 است. ترس از تصمیم گیری یا فوبیای تصمیم گیری، باعث می‌شود ما جرات انتخاب یک گزینه از میان گزینه‌های موجود را نداشته باشیم.این در حالی است که در بسیاری از موارد، گزینه‌ی درست را می‌توانیم به سادگی از میان گزینه‌های پیش رو تشخیص دهیم. اما کمال طلبی و ده‌ها عامل دیگر، ما را به سمت توقف و تصمیم نگرفتن سوق می‌دهند.

حال توجیحاتی که ممکن است ما در شرایط مشابه برای به تعویق انداختن تصمیم گیری بیاوریم را یادآوری می کنم و هشدار می دهم که اگر چنین استدلال هایی دارید به احتمال خوبی دچار چنین مشکلی هستید. سعی کردم مثال ها را مرتبط با انتخاب رشته خودم بیاورم تا این موضوع برایتان شفاف تر شود و لذا آنچه در ادامه می آید تجربیات نگارنده می باشد.

توجیه 1: فعلا اولویت من نیست

من در سال کنکور به این بهانه که مهم ترین هدف من درس خوندنه و موارد حاشیه ای نظیر انتخاب رشته یا دانشگاه ممکنه فکر منو به خودش درگیر کنه اصلا به این مهم فکر نمی کردم حال آنکه به نظرم این بزرگترین اشتباه است. من این گونه فکر می کردم که در سال کنکور تمام تلاشم را برای رتبه خوب خواهم گذاشت تا موقع انتخاب رشته دستم باز باشه و گزینه های بیشتری روی میز داشته باشم!

خب دیر یا زود قراره با انتخاب رشته مواجه بشید پس در بدترین حالت از همون بعد کنکور واقعن به فکرش باشین وگرنه به خیل عظیمی از دانشجوهان که واقعن بی هدف و انگیزه اند و به فور هم دردانشگاه دیده می شن خواهید پیوست.

توجیه 2:نیاز به اطلاعات بیشتری دارم

خب خودتون رو گول نزنید که من رشته ها رو نمی شناسم و اینا.قبول دارم الان واقعا بی اطلاع هستید و حتی دانشجویان تا ترم 4 و 5 هم دید خیلی وسیعی نسبت به رشتشون ندارند. اصلن چرا راه دوری بروم. دوستانی دارم که ترم بعد باید انتخاب گرایش کنند و وقتی از آنها می پرسم چه گرایشی می خواهی بروی می گویند بین قدرت و مخابرات موندند! بگذریم!

مطمئن باشید از یه جایی به بعد مثلا بعد از آنکه با دانشجوهای ترم های بالاتر صحبت کردید یا درسایت های مختلف راجع به رشته ها مطالعه کردید خواهید فهمید که حدود علاقه تون چیه. خیلی خردمندانه نیست که یکی بگه من هم به مکانیک علاقه مند و هم به برق و خب تعداد کثیری هم دردانشگاه خواهید دید که همینطوری انتخاب رشته کردن یعنی اومدن به ترتیب برق و مکانیک دانشگاه 1 رو وارد کردن بعدش رفتن سراغ برق و مکانیک دانشگاه 2 و قس علی هذا.

خب مثال خودمم این که من به سه رشته علاقه مند بودم. بین برق و کامپیوتر و ریاضی محض مونده بودم اما چون رتبه ام به صنایع شریفم می خورد خب می گفتم باید با صنایع هم بیشترآشنا شم یا مثلا رتبه ام به عمران تهران هم می خورد و لذا خودم رو فریب(در ادامه همین نوشته درمورد خود فریبی هم خواهم نوشت) می دادم و انتخاب رشته ام رو به بعدها موکول می کردم که راجع به صنایع و عمران هم تحقیق کنم اما همون موقع هم تاحدی می دونستم هیچ علاقه ای به اونا ندارم و الان بادیدن دروسی مثل استاتیک یا مقاومت مصالح واقعن خوشحالم که چنین انتخابی نکردم.

توجیه 3: باید از یک مشاور کمک بگیرم(نیاز یه تایید طلبی)

خب به نظرم خیلی احمقانه است که پیش افرادی مثل مشاوران کنکوری برویم و بگیم چه رشته ای به درد ما می خوره. اونا نهایتن می تونند به شما بگن با این رتبه چه چیزهایی رو می تونید قبول شید که به لطف سایت ها و آماری که در دسترس هست آن را خودتان هم می توانید بفهمید. مطمئن باشید اونها رشته ای رو که شما قبول میشید نه رشته ی مورد علاقه شما رو به شما پیشنهاد میکنن تا فردا روز مثلا بگن ماچند تا ورودی به دانشگاه شریف داشتیم حالا هر رشته ای و به هرقیمتی اما الان بحث من این موضوع نیست. یکی از کارهایی که یه جورایی مرتبط با فرار ازتصمیم گیری هست  همین مشاوره. خیلی ها پیش nتا مشاور میرن تا همون چیزی رو که مد نظرشونه بهشون پیشنهاد کنه. حال چندوقت دیگه که شد اگه اون عمل منجر به اتفاقات خوبی شد که خب میگن کار خودمون بوده و ازاین حرفا اما اگر مطابق میلشون نبود همه چیز تقصیر اون مشاور میشه و در همه ی محاوراتشون از خجالت مشاور و خانواده ایشون در خواهند آمد:)). منظورم اینه که با خودتون رو راست باشید و بدونید هدفتون پیش مشاور رفتن چیه. سعی کنید خودتون رو برای تصمیم های غلط سرزنش کنید. همیشه فکر می کنم مهم ترین شاخصه انسان بودن همین اختیار و تصمیم گیری هستش و نمی تونم بپذیرم که انجام اون رو به کس دیگری محول کنم.

توجیه 4:بزارحالا رتبه ی کنکورمون بیاد

خب خودتون که می دونید با خودتون چند چندید. یعنی می دونید در بهترین حالت و بدترین حالت قراره رتبتون چن بشه پس خودتون رو درگیر این توجیه مسخره نکنید و انتخاب رشته رو به تعویق نندازید. من خودم بعد کنکور یه تخمینی از رتبم داشتم که 100 تا خطا داشت. خب پس این هم توجیه منطقی ای نیست.

پس بیایید فارغ از مواردی که دربالا مطرح کردم ازهمین الان به انتخاب رشته فکر کنید و سعی کنید بهترین تصمیم رو بگیرید.

پیشنهادات:

1-  به نظرم ازهمین الان مسیرپیش روتون رو ببینید یعنی بدانید که چرا دارید به دانشگاه می روید . به قول محمدرضا شعبانعلی  یکی از مشکلاتی که باهاش روبرو هستیم این است که خیلی های ما برای دانشگاه رفتن به دانشگاه آمده ایم و حالا که به دانشگاه رسیده ایم، کاری برای انجام دادن وجود ندارد. اگر رویکردتان مشخص باشد همه چیز حل هست. یکی از دوستانم صریحتن می گوید که برای گرفتن مدرک دانشگاه آمده و می گوید افتخار نیست که با تلاش نتیجه بگیری مهم این است که بدون تلاش نتجه خوبی به دست بیاوری. خوبی این طرز تفکر این است که حداقل می داند دارد چه کار می کند. می داند برای چه دانشگاه آمده اما به جرئت می گویم بالغ بر 90 درصد کسانی که می شناسم نمی دانند دارند چکار می کنند. اگر مسیر دیگری برایشان درنظر گرفته می شد همان را طی می کردند. کاری به خوبی و بدی هدفتان و اینکه چقدر دغدغه هایتان بزرگ یا کوچک است ندارم. بگذارید مثال بزنم. اگر هدف تان از دانشگاه آمدن، اپلای بعد از اتمام کارشناسی است به وضوح راحت تر هستید شریف درس بخوانید تا جای دیگر و خب کسی که "تنها" هدفش از درس خواندن اپلای است چه فرقی می کند X بخواند یا Y. مهم این است که رشته ای بخواند که راحت تر بتواند اپلای کند.  نه اینکه از دانشگاه تهران یا امیرکبیر نتوان اپلای کرد. خیر! اما خب چیزی که مطرحه موضوع راحتی و جای بهتری اپلای کردن است. دلیلش هم به وضوح اساتید است نه چیز دیگر. بگذارید برایتان مثالی بزنم. فردی را در نظر بگیرید که تهران زندگی نمی کند و به تازگی دکترای خود را از بهترین دانشگاه های آمریکا / کانادا گرفته و به ایران بازگشته است. به نظر من او برای هیئت علمی شدن نخست برای شریف تلاش می کند. حال اگر نتواند شریف هیئت علمی شود، گمان می کنم درصد اینکه انتخاب دومش هیئت علمی شدن در شهر خودش باشد (مثلن مشهد، شیراز، اصفهان و ...) بیشتر از سایر دانشگاه های تهران است. حال از موضوع اپلای که بگذریم که به نظرم به هیچ دلیل دیگری شما نمی توانید بگویید من به فلان رشته به خاطر یک دانشگاه بالاتر تن می دهم. به نظرم کار به هیچ وجه درستی نیست. من دوستی داشتم که رتبه اش نزدیکای سیصد شده بود. انتخاباش این شکلی بودند:

برق شریف/ مکانیک شریف/ نرم افزار شریف/ آی تی شریف/ سخت شریف/ عمران شریف/ صنایع شریف/ مهندسی شیمی شریف /...

می توانم بپذیرم کسی رشته ها رو این جوری وارد کنه (اگه شریفش رو فاکتور بگیریم) ولی برای کسی که رتبه خیلی خوبی نیاورده و تصمیم داره هرطوری شده یه جا قبول شه یا کسی که فقط اومده مدرک بگیره یا کسی که به هیچ چیزی علاقه ندارد.

فهوای کلامم اینه که بدونید هدف از تحصیلتون چیه؟ خیلی از فارغ التحصیلان دانشگاه هنوز پاسخ به این سوال رو نمی دونند اما توصیه می کنم بهش فکر کنید. اگر پاسخ سوال را بدانید از 99 درصد کسانی که وارد دانشگاه می شوند جلو تر هستید.

2-  ماجرای انتخاب رشته بر اساس رتبه و آنچه "بقیه" فکر می کنند شما باید با این رتبه برید رو از ذهنتون خارج کنید . اون بقیه ای که فکر می کنند باید با رتبه دو رقمی پاشید برید مهندسی برق یا پزشکی یا حقوق بخونید چند سال دیگه با شما نیستند و خودتون و زندگی خودتون که به خاطر علاقه نداشتن زدید خرابش کردید. حتی اگر به خاطر پدر و مادرتون برید یه رشته ای رو بخونید که اونها دوست دارند بازهم موفق تر از آدمی می شید که به خاطر مردم یا رتبه اش رفته یه درسی رو خونده. تو کِیس دوم لااقل با اینکه علاقه ندارید اما حداقل خوش حالید که لبخند پدر و مادرتون رو می بینید. رشته و دانشگاه و پُزِش فقط برای یک یا دوسال است و بقیه اش شمایید و راهی که انتخاب کرده اید. بگذارید کمی از دوستانم بگویم:

دوستی دارم که هم رشته من است و برق امیرکبیر می خواند اما کوچکترین علاقه ای به برق ندارد. دوسال است هر وقت کسی رشته اش را می پرسد با " افتخار" می گوید برق می خوانم و معتقد است برق بهترین رشته است! این اواخر دیگر خودش هم فهمیده که دیگر کسی کاری ندارد که او چه می خواند. او مانده و سِیلی از درس هایی که برایش مزخرف هستند و به ضرب و زور آن ها را پاس می کند.

دوست دیگری دارم که رتبه اش دورقمی شده بود و مهندسی برق شریف رو انتخاب کرده بود اما بعد دو ترم می خواست به فیزیک تغییر رشته بدهد. می گفت ای کاش آن موقع رتبه ام سه رقمی می شد تا می توانستم فیزیک را به راحتی انتخاب کنم. یاد ماجرای علی در "بچه های آسمان" افتادم. او  می خواست سوم شود تا کفش را ببرد اما اول شد و جایزه اردو رامسر رو برد. از اینها که بگذریم محدرضا حرف های درخور توجه ای برای "بی توجهی به حرف مردم" داره. اگه خواستید می تونید اونا رو اینجا می تونید بخونید.

3- سعی کنید به رشته ها دسته ای نگاه کنید. یعنی مثلا برق و کامپیوتر رو یه دسته ببینید. مکانیک و مهندسی شیمی رو یه دسته دیگه و موارد این چنینی چرا که خیلی ازرشته ها تا حد خیلی خوبی چه از نظر واحدهای درسی و چه ازنظر کارهایی که پیش روتون هست اشتراکات زیادی دارند و شاید مثلا ارزشش را نداشته باشه شما به خاطر رشته، دانشگاهتون رو عوض کنید . الان مهندسی کامپیوتر دیگه گرایشش از همین اول مشخص نمیشه ولی زمان ما سخت افزار و نرم افزار و آی تی از همین اول جدا بودند و به نظرم اون قدر نرم افزار و سخت افزار و آی تی در مقطع کارشناسی به هم نزدیک هستند که مثلا ارزشش رو نداشت شما پاشین برین نرم افزار علم و صنعت وقتی می تونستید سخت افزار امیرکبیر قبول شید یا اگر به گروه کامپیوتر علاقه مند هستید به نظرم علوم کامپیوتر رو هم دریابید. شاید علوم کامپیوتر شریف درمقایسه با مهندسی کامپیوتر دانشگاه های پایین تربرای شما فرصت های بیشتری رو فراهم کنه. همه چی بستگی به خود فرد داره. در واقع من فکر می کنم چیزی که در نهایت مهمه خانواده رشته شما هست. اگر هنوز هم دانشگاه هایی هستند که از موقع ورود گرایش های رشته ها جدا هستند می تونید به گرایش های دیگر هم فکر کنید حتی اگر مطمئن هستید به گرایش خاصی علاقه دارید. کلن اون قدر درس ها در کارشناسی جنرال هستند که فرقی نداره گرایشتون چی باشه. احتمالن یه چیزی در حدود 20 واحد باهم دیگه فرق می کنند که به راحتی تو ارشد قابل جبرانه. اما این فقط یه پیشنهاده. برای اطلاعات بیشتر و مورد خاص رشته خودتون از افراد مطلع تر بپرسید.

4-  هر 150 رشته ی خود رادریابید. باخودتون لج نکنید من فقط 5 تا میزنم یا مشخصه که اولی رو میارم پس بعدی رو چرا بزنم چون چیزی به نام کارنامه سبز داریم و یک هفته بعد از اعلام نتایج اگر کد رشته ای را وارد کرده باشید و بخواهید به آن تغییر رشته دهید، این کار شدنی خواهد بود در غیر این صورت تغییر دانشگاه (البته بدون پارتی !) نشدنی است. دلیلش هم واضح است. شما برای دانشگاه به منزله یک کیسه پول هستید که به خاطر شما دانشگاه از وزارت علوم پول دریافت می کند. فرستادن شما به دانشگاه دیگر بدون جایگزینی فرد دیگری هیچ توجیهی ندارد!

5- یکی از خطاهای ذهن ما اعتبار بیشتر بخشیدن به آخرین اطلاعات دریافتی است. بگذارید با یک مثال جمله قبل را شفاف تر نمایم. شاید برایتان پیش آمده باشد که می خواهید یک وسیله الکترونیکی بخرید و با اینکه در سایت های مختلف اطلاعات مربوط به گوشی را دریافت کرده اید و نظرات خریداران را نیز خوانده اید و می دانید گوشی مدنظرتان بسیار کارکرد خوبی دارد و مثلا امتیاز 9 از 10 را دریافت کرده است اما اگر در هنگام خرید یک نفر در مورد آن بد بگوید همه ی آن آدم هایی که در آن سایت به آن گوشی رای بالا داده اند را فراموش می کنید و به نظر همان نفر آخر می چسبید! در انتخاب رشته ام به این کارکرد اشتباه ذهن توجه کنید. اگر از نفرات زیادی در باره اعتبار دانشگاهی که می خواهید بروید سوال کرده اید و نفر آخری که اون دم انتخاب واحد به شما می گوید که نه این دانشگاه فلان است یا این رشته فلان را به نظر آن همه آدم ترجیح ندهید. همه چیز را کنار هم بگذارید و در نهایت تصمیم درست را اتخاذ نمایید.

6-  یادم است زمانی که می خواستم انتخاب رشته کنم می گفتند هوش مصنوعی امیرکبیر خیلی خوب است یا قدرت امیرکبیر عالی است یا میدان دانشگاه تهران حرف نداره. این ها همه درست است همه برای کارشناسی ارشد و دکترا نه کارشناسی. مثلن فرض کنید من می خواهم کامپیوتر بخوانم. بافرض اینکه هوش هم بخواهم بعد ها در مقاطع بالاتر ادامه بدم اما اندکی منطقی نیست کامپیوتر امیرکبیر رو به کامپیوتر تهران ارجحیت بدم وقتی هردوشون رو میارم. یعنی ترتیب دانشگاه ها رو همون چیزی درنظر بگیرید که ازشون استقبال میشه. اینکه دورو بری هایتون چه رتبه ای دارند (خودم هم می دانم رتبه معیار درستی نیست اما چه معیار دیگری بگویم؟) خیلی کم اهمیت نیست.

7-  خودتون رو فریب ندهید. اینکه به فیزیک علاقه دارید اما مانند همه می روید و مهندسی می خوانید و می گویید من با مهندسی خواندن هم فیزیک می خونم و هم مهندسی. اگر این گونه می اندیشید سخت در اشتباهید. دنیای مهندسی به شدت با دنیای علوم پایه تفاوت دارد.

8-  نمی تونم در این مورد خاص نظری بدم اما قاعدتن یه عده با این تفکر یه رشته رو انتخاب می کنند که بعدن برن تغییر رشته بدهند. سعی کنید با کسانی که این کار را نکرده اند، مشورت نکنید. احتمالن به شما از عدم امکانش و اما واگرهایش می گویند یا اگر با کسی مشورت می کنید حتمن باشند در میان آنها کسانی که چنین کاری را کرده اند اما یکی از سال بالایی هایی که آن زمان با او صحبت می کردم می گفت فکرش را بکن، همه دارند ورود به دانشگاهشان را جشن می گیرند ، دوست پیدا می کنند، محیط های جدید رو شناسایی می کنند اما تو( با فرض این که این گونه انتخاب رشته کنی) از این دانشکده به اون دانشکده یا از این دانشگاه به اون دانشگاه می ری و مشخص هم نیست که بشه یا نشه. البته این صرفن نظر دوستمون بود و من هیچ نظری در این زمینه نمی دهم ولی حتمن بهش فکر کنید.

 

پی نوشت1: اگر سوالی دارید و فکر می کنید کمکی از دستم ساخته است از طریف کامنت ها بپرسید یا هم به ایمیلی که در "انگیزه نامه" گذاشتم میل بزنید.

پی نوشت 2: باردیگر تاکید می کنم که این خود شمایید که تصمیم می گیرید و دیگران رو برای تصمیماتتون سرزنش نکنید (یاد اون آیه افتادم که شیطان میگه من فقط شما را دعوت کردم این شمایید که دعوت من رو پذیرفتید:دی)

پی نوشت 3: اگر می خواهید درباره ی ترس از تصمیم گیری بیشتر بدانید می توانید به اینجا مراجعه کنید. در واقع قسمت ترس از تصمیم گیری به کمک مطالب متمم که در بالا لینکش رو دادم نوشته شده بود.

پی نوشت 4:این ها هم مطالب بدرد بخوری هستند. بیکار بودید یه نگاهی بهشون بکنید:

دانشگاه در ایران، نشد یا نخواستیم بشود؟       

نمی گویم درس نخوانید، میگویم درس خواندن فایده ای ندارد

ذکر مصیبتی درباره دانشگاه ها                   

   نقشه راه موفقیت، قسمت چهارم فرار از تصمیم گیری


1-decidophobia
  • ابوالفضل چنگیزی

انتخاب رشته

کنکور

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی